بررسی تأثیرات سلسله‌الذهب رضوی(ع) بر باورداشت صوفیان سنی مذهـب خراسانی بـا تمرکز بر آثار ابوسعیـد(م.440ق) و مولوی(م.672ق)
کد مقاله : 1021-IMAN (R1)
نویسندگان
سید حسین بیریایی *
عضو هیات علمی گروه ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
چکیده مقاله
اگرچه حدیث سلسله‌الذهب به‌عنوان یکی از میراث‌های برجسته روایی هماره در میان شیعیان مورد توجه خاص اهل معرفت بوده اما آیا این خبر از سوی شخصیت‌های صوفی‌مسلک اهل سنت نیز جدی تلقی شده است؟ این پژوهش با اختیار رویکرد تاریخی ـ تحلیلی و روش توصیفی ـ تطبیقی، دو چهره شاخص خراسانی‌زاده، ابوسعید ابوالخیر و مولوی را برگزیده تا به طیفی تاریخی و جغرافیایی از میزان تأثیر حدیث در تصوف اهل سنت دست یابد. ابوسعید بازتاب روایت را در ذکر «لا اله الا الله» و رباعیات خود نشان می‌دهد. تأکید او بر ذکر و معرفی ایمان به‌عنوان «حصن امن» بیانگر تأثیر حدیث در آغازین مرحله شکل‌گیری تصوف اهل سنت است. چند سده پس از وی، مولوی اما با بهره‌گیری از ساختارهای پیچیده تمثیل و روایت در مثنوی، مضمون حدیث را تلمیحاً بازآفرینی کرده و آن را از سطح نقل حدیثی به مرتبه ادبی ـ عرفانی جهانی ارتقا داده است. بررسی‌ها نشان می‌دهد درون‌مایه خبر چگونه از روایت به تجربه عرفانی و سپس به ادبیات عرفانی منتقل شده است. یافته‌ها حاکی است که این حدیث موجب تثبیت ذکر توحید به‌عنوان محور سلوک اهل سنت و زمینه‌ساز تقویت مفهوم سلسله معنوی و ضرورت اتصال رهرو به پیر طریق شده است. نوآوری پژوهش در تبیین سازوکار تبدیل یک داده حدیثی به ساختارهای ادبی و سلوکی عرفانی است؛ بدین معنا که نشان می‌دهد صوفیان سنی چگونه از راه زبان شعری، استعاره و تجربه عرفانی به آموزه رضوی(ع) واکنش نشان داده و جایگاه آن را به‌عنوان حلقه‌ای واسط میان سنت حدیثی و ادبیات عرفانی تثبیت کرده‌اند.
کلیدواژه ها
سلسلة الذهب ؛ خراسان ؛ تصوف
وضعیت: پذیرفته شده