واکاوی جامعه‌شناختی آشنایی، فهم و کارکردهای حدیث سلسله‌الذهب در زیست‌جهان زنان بومی نیشابور
کد مقاله : 1064-IMAN
نویسندگان
مصطفی لعل شاطری *1، رضا کشاورز2، شقایق جلیلی3
1استادیار، گروه باستان‌شناسی و تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه نیشابور، ایران
2استادیار، گروه معارف، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه نیشابور، ایران
3کارشناسی، گروه باستان‌شناسی و تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه نیشابور، ایران
چکیده مقاله
از منظر جامعه‌شناسی تاریخی، ازجمله محورهای اساسی در بررسی وقایع، تحلیل جایگاه اقشار مختلف جامعه در میزان آشنایی، فهم و بهره‌مندی آنان از کارکردهای آن رخداد است. مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر این است که حدیث سلسله‌الذهب، با وجود جایگاه ممتاز در حافظۀ دینی و تاریخی نیشابور، در زیست‌جهان زنان بومی این شهر چگونه شناخته، فهم و به‌کار گرفته می‌شود. پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از نظر روش، پیمایشی با رویکرد توصیفی-تحلیلی است و داده‌ها از طریق پرسشنامۀ محقق‌ساختۀ چهارگزینه‌ای مشتمل بر ۳۰ گویه در شش خوشۀ مفهومی، از ۴۰ زن بومی ساکن نیشابور انتخاب شده‌اند. چارچوب تحلیل، ابعاد آشنایی اولیه، شناخت مفهومی، درک تاریخی و هویتی، کارکردهای فردی و اجتماعی و موانع فهم و انتقال فرهنگی را دربر می‌گیرد. یافته‌ها نشان می‌دهد که آشنایی با حدیث سلسله‌الذهب عمدتاً از طریق آموزشی و آیینی شکل گرفته و در سطح ذهنی با نیشابور و امام رضا(ع) پیوند یافته است، اما همواره به تبیین منسجم و انتقال مفهومی نینجامیده است. در سطح شناخت، غلبۀ خوانش ولایی و هدایتی بر دیگر ابعاد آشکار است و در بعد هویتی، حدیث برای بخشی مهم از پاسخ‌گویان جزئی از هویت مذهبی و فرهنگی شهر و نقطۀ پیوند تاریخ نیشابور، ایمان مردم و حافظۀ مذهبی به شمار می‌آید. در سطح کارکردها این حدیث بیش از آنکه به الگوی رفتاری روزمره تبدیل شده باشد، در پیوند عاطفی با امام رضا(ع)، آرامش درونی و تعمیق فهم دینی قرار دارد. درعین‌حال، محدود شدن آن به مراسم و گسست نسبی از زندگی روزمره، مهم‌ترین مانع اثرگذاری عمیق‌تر آن دانسته شده است.
کلیدواژه ها
حدیث سلسله‌الذهب، زنان بومی نیشابور، کنش فرهنگی-مذهبی، حافظۀ مذهبی، هویت تاریخی
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی